|
عبادت کردن به زيادی روزه و نماز نیست، بلکه (حقیقت) عبادت، زیاد در کار خدا اندیشیدن است.
|
و اما آخرین قسمت فیلم و گل سر سبد تمام سکانس های فیلم(هر وقت می بینمش اشک تو چشام حلقه میزنه
)
حجم: ۲۹۴۹ کیلو بایت
فرمت: WMV
زمان: 2:38
دیالوگ انتخابی: (
زیبا ترین دیالوگ فیلم
)
جان:متشکرم. من همیشه به اعداد اعتقاد داشتم. به معادله ها و منطق هایی که به استدلال ختم میشن. ولی بعد از عمری فعالیت این چنینی، از شما می پرسم: منطق واقعاً چیست؟؟ کی تصمیم گیرنده استدلاله؟؟ جستجو منو به دنیای فیزیک، متافیزیک و توهمات برده.... وبرم گردونده و من مهمترین کشف کاریمو کردم. مهمترین کشف زندگیمو
فقط در معادله های مرموز عشق میشه دلایل منطقی رو یافت.
بودن من فقط در اینجا به خاطر توئه. تو دلیل بودن منی. تو همه دلایلمی...
متشکرم
فرمت: WMV
زمان: 3:59
دیالوگ انتخابی:
جان: من دیوانم. داروهای جدید مصرف میکنم، ولی هنوز چیزایی رو که وجود ندارن می بینم. فقط انتخاب می کنم که نبینمشون!!! مثل رژیم مغزه؛ انتخاب می کنم که به بعضی از امیال محل نذارم. مثل میلم برای الگو... شایدم میلم به تجسم کردن و رویا دیدن
حجم: 6195 کیلو بایت
فرمت: WMV
زمان: 5:29
دیالوگ انتخابی:
جان: مسئله مهم اینه.... تمرکز کردن و درک کردن مشکلی که باهاش طرفی.
مارتین: اون چیزا چی؟ خودت که می دونی؟! اونا رفتن؟
جان: نه...نرفتن. شایدم هرگز نرن؛ ولی به نادیده گرفتنشون عادت کردم. در نتیجه دیگه باهام کاری ندارن. فکر می کنی همه رویاها و کابوس هامون همینطورن، مارتین؟ برای زنده موندن به تغذیه نیاز دارن؟
مارتین: ولی هنوز روحتو تسخیر می کنن، مگه نه؟
جان: همه، گذشته روحشونو تسخیر میکنه.
مارتین: هی نش! تو........ می ترسی؟؟!
جان: وحشت زدم، گیجم، آزردم، مبهوت توام.
حجم: ۷۲۱۲ کیلو بایت
فرمت: WMA
زمان: 6:29
دیالوگ انتخابی:
جان: صبح بخیر... مغزهای جوان و مشتاق!
فرمت: WMV
زمان: 6:24
دیالوگ انتخابی:
جان: نه. من ..... این شخصیتو ندارم. عقده های درونی من یه شکل کاملاً متفاوته...
جان: انگار نهایتاً تو برنده شدی، مارتین!
مارتین: نه جان... هیچکس برنده نمیشه.
حجم: ۴۸۸۱ کیلو بایت
فرمت: WMV
زمان: 4:38
دیالوگ انتخابی:
روزن: شیزوفرنی بیماری ایه که بتدریج بدتر میشه؛ بعضی روزا ممکنه اثری ازش نباشه ولی در طولانی مدت ...
جان: فقط یه مسئلس....همین!!...مسئله ای که راه حل نداره... ولی من حلش میکنم. این کارو بلدم.
روزن: این ریاضی نیست. نمی تونی با یه فرمول دنیا رو از شر این بیماری نجات بدی
جان: فقط باید از ذهنم استفاده کنم.
روزن: جان! به عنوان یه پزشک بهت میگم، از ذهنتم نمی تونی استفاده کنی!!!
جان: چرا نه؟؟....چرا نمی تونم؟؟
روزن: چون در درجه اول مشکل از خود ذهنته.
جان: حلش می کنم، باید حلش کنم. فقط زمان لازم دارم.
شهسواری به دوستش گفت: بيا به كوهی كه خدا آنجا زندگی می كند برويم. ميخواهم ثابت كنم كه اوفقط بلد است به ما دستور بدهد، وهيچ كاری برای خلاص كردن ما از زير بار مشقات نمی كند.
ديگری گفت: موافقم .اما من برای ثابت كردن ايمانم می آيم .
وقتی به قله رسيد ند ،شب شده بود. در تاريكی صدايی شنيدند:سنگهای اطرافتان را بار اسبانتان كنيد وآنها را پايين ببريد
شهسوار اولی گفت:مي بينی؟بعداز چنين صعودی ،از ما می خواهد كه بار سنگين تری را حمل كنيم.محال است كه اطاعت كنم!
ديگری به دستور عمل كرد. وقتی به دامنه كوه رسيد،هنگام طلوع بود و انوار خورشيد، سنگهايی را كه شهسوار مومن با خود آورده بود،روشن كرد. آنها خالص ترين الماس ها بودند...
مرشد می گويد:
تصميمات خدا مرموزند،اما همواره به نفع ما هستند .
نوشته: پائولو کوئیلو
