![]() |
![]() |
|
| Life is short ... Play nice |
|
شهسواری به دوستش گفت: بيا به كوهی كه خدا آنجا زندگی می كند برويم. ميخواهم ثابت كنم كه اوفقط بلد است به ما دستور بدهد، وهيچ كاری برای خلاص كردن ما از زير بار مشقات نمی كند. ديگری گفت: موافقم .اما من برای ثابت كردن ايمانم می آيم . وقتی به قله رسيد ند ،شب شده بود. در تاريكی صدايی شنيدند:سنگهای اطرافتان را بار اسبانتان كنيد وآنها را پايين ببريد شهسوار اولی گفت:مي بينی؟بعداز چنين صعودی ،از ما می خواهد كه بار سنگين تری را حمل كنيم.محال است كه اطاعت كنم! ديگری به دستور عمل كرد. وقتی به دامنه كوه رسيد،هنگام طلوع بود و انوار خورشيد، سنگهايی را كه شهسوار مومن با خود آورده بود،روشن كرد. آنها خالص ترين الماس ها بودند... مرشد می گويد:
نوشته: پائولو کوئیلو |
|
لینک ثابت نوشته شده در
موضوع:جملات و اشعار زیبا(28)
سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 12:28 توسط ادریس|
|
|
یک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه لیلا نشست عشق آن شب مست مستش کرده بود فارغ از جام الستش کرده بود سجده ای زد بر لب درگاه او پر ز لیلا شد دل پر آه او گفت یا رب از چه خوارم کرده ای بر صلیب عشق دارم کرده ای جام لیلا را به دستم داده ای وندر این بازی شکستم داده ای نشتر عشقش به جانم می زنی دردم از لیلاست آنم می زنی خسته ام زین عشق، دل خونم مکن من که مجنونم تو مجنونم مکن مرد این بازیچه دیگر نیستم این تو و لیلای تو ... من نیستم گفت: ای دیوانه لیلایت منم در رگ پیدا و پنهانت منم سال ها با جور لیلا ساختی من کنارت بودم و نشناختی عشق لیلا در دلت انداختم صد قمار عشق یک جا باختم کردمت آواره ی صحرا، نشد گفتم عاقل می شوی، اما نشد سوختم در حسرت یک یا ربت غیر لیلا بر نیامد از لبت روز و شب او را صدا کردی ولی دیدم امشب با منی گفتم بلی مطمئن بودم به من سرمیزنی در حریم خانه ام در میزنی حال این لیلا که خوارت کرده بود درس عشقش بیقرارت کرده بود مرد راهش باش تا شاهت کنم صد چو لیلا کشته در راهت کنم
منبع: www.Khoda19.blogfa.com |
|
لینک ثابت نوشته شده در
موضوع:جملات و اشعار زیبا(28)
چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 13:18 توسط ادریس|
|
|
ای مردم، در راه راست از کمی روندگان نهراسید زیرا اکثریت مردم بر گرد سفره ای جمع شدند که سیری آن کوتاه و گرسنگی آن طولانی است. ای مردم، همه افراد جامعه در خشنودی و خشم شریک می باشند، چنانکه شتر ماده ثمود را یک نفر دست و پا برید، اما عذاب آن تمام قوم ثمود را گرفت، زیرا همگی آن را پسندیدند. خداوند سبحان می فرماید:«ماده شتر را پی کردند و سرانجام پشیمان شدند.» سرزمین آنان چونان آهن گداخته ای که در زمین نرم فرو رود، فریادی زد و فرو ریخت، ای مردم آن کس که از راه آشکار برود به آب می رسد، و هر کس از راه راست منحرف شود سرگردان می ماند.
منبع: امام علی (ع) - نهج البلاغه - خطبه ۲۰۱ |
|
لینک ثابت نوشته شده در
موضوع:جملات و اشعار زیبا(28)
شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 22:2 توسط ادریس|
|
پروردگارا! پيمانه شكيبايى و استقامت را بر ما بريز! و قدمهاى ما را ثابت بدار! و ما را بر جمعيّت كافران، پيروز بگردان |
|
لینک ثابت نوشته شده در
موضوع:جملات و اشعار زیبا(28)
جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 10:10 توسط ادریس|
|
|
خدایا،
به هرکه دوست میداری بیاموز که عشق از زندگی کردن بهتر است، و به هر که دوست تر میداری، بچشان که دوست داشتن از عشق برتر! خدایا، به من زیستنی عطا کن، که در لحظه مرگ، بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است، حسرت نخورم. و مردنی عطا کن، که بر بیهودگی اش، سوگوار نباشم. بگذار تا آنرا من، خود انتخاب کنم، اما آنچنان که تو دوست داری. "چگونه زیستن" را تو به من بیاموز، "چگونه مردن" را خود خواهم آموخت! دکتر شریعتی |
|
لینک ثابت نوشته شده در
موضوع:جملات و اشعار زیبا(28)
پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 19:48 توسط ادریس|
|
|
مردی از امیرالمومنین پرسید:ای امیرالمومنین ما را از فتنه(یعنی آزمایش) آگاه کن، آیا نسبت به فتنه، از پیامبر خدا(ص) سوالی نفرموده ای؟ پاسخ داد: آنگاه که خداوند آیه 1 و 2 سوره عنکبوت را نازل کرد که: «آیا مردم خیال می کنند چونکه گفتند ایمان آوردیم، بدون آزمایش رها می شوند؟» دانستم که تا پیامبر(ص) در میان ماست آزمایش نمی گردیم. پرسیدم ای رسول خدا(ص)، این فتنه و آزمایش کدام است که خدا شما را بدان آگاهی داده است؟ فرمود:«ای علی! پس از من امّت اسلامی به فتنه و آزمون دچار می گردند» گفتم ای رسول خدا(ص)، مگر جز این است که در روز «احُد» که گروهی از مسلمانان به شهادت رسیدند و شهادت نصیب من نشد و سخت برمن گران آمد، تو به من فرمودی: ای علی! مژده باد تو را که شهادت در پی تو خواهد آمد. پیامبر(ص) به من فرمود:«همانا این بشارت تحقق می پذیرد. در آن هنگام صبر تو چگونه است؟» گفتم ای رسول خدا(ص) چنین موردی جای صبر و شکیبایی نیست، بلکه جای مژده شنیدن و شکرگزاری است. و پیامبر خدا(ص) فرمود: «ای علی! همانا این مردم به زودی با اموالشان دچار فتنه و آزمایش می شوند، و در دینداری بر خدا منّت می گزارند، با این حال انتظار رحمت او را دارند، و از قدرت و خشم خدا، خود را ایمن می پندارند، حرام خدا را با شبهات دروغین و هوس های غفلت زا، حلال می کنند، «شراب» را به بهانه اینکه «آب انگور» است و «رشوه» را که «هدیه» است و «ربا» را که «نوعی معامله» است، حلال می شمارند!» گفتم ای رسول خدا(ص): در آن زمان مردم را در چه پایه ای بدانم؟ آیا در پایه ارتداد؟ یا فتنه و آزمایش؟ پاسخ فرمود: «در پایه ای از فتنه و آزمایش» منبع: نهج البلاغه - خطبه 156 |
|
لینک ثابت نوشته شده در
موضوع:جملات و اشعار زیبا(28)
سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 13:44 توسط ادریس|
|
|
چهار نفر بودند به نام های همه کس، یک کس، هر کس و هیچ کس. روزی یک کار مهم وجود داشت که باید انجام می شد. همه کس می دانست که یک کسی آن را انجام خواهد داد، هر کسی می توانست آن را انجام دهد، اما هیچ کس آن را انجام نداد. یک کسی از این موضوع عصبانی شد، به خاطر اینکه این وظیفه همه کس بود. همه کس فکر می کرد، یک کسی آن کار را انجام می دهد، اما هیچ کس نفهمید که هر کس آن را انجام نخواهد داد. سرانجام کاری را که همه کس می توانست انجام دهد، هیچ کس انجام نداد و هر کس، یک کس را مقصر می دانست. * حالا یه بار دیگه داستان بالا رو بدون خوندن خط اولش بخونین منبع: مجله دانش و کامپیوتر - شماره 64 - صفحه 80 - با اندکی تغییر |
|
لینک ثابت نوشته شده در
موضوع:جملات و اشعار زیبا(28)
یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 18:45 توسط ادریس|
|
|
اگر آنچه شما از مرگ می دانید، حیوانات می دانستند، هرگز شما از گوشت فربهی آنها نمی خوردید(یعنی از شدت ترس چاق نمی شدند.) پیامبر اکرم(ص) - کنزالعمال |
|
لینک ثابت نوشته شده در
موضوع:جملات و اشعار زیبا(28)
سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت 13:58 توسط ادریس|
|
|
کسی هرگز به گلدانهای خشک قلب ما آبی نخواهد داد کسی بی شک کبوترهای زیبا را به اوج آسمان دعوت نخواهد کرد کسی دیگر کنار کوچه های شهر ما نرگس نخواهد کاشت دل از افسانه ها بر کن . کسی هرگز نمی آید . مکن دل خوش به هر باریکه راه خالی مهجور مبین هر کهنه چرمی را درفش کاوه رنجور دل از اسطوره ها بر کن و بتهای حریم ذهن را با تیشه اندیشه ات بشکن تو خود اسطوره خواهی شد اگر باور کنی خود را
منبع : http://abbasmomen.blogfa.com
|
|
لینک ثابت نوشته شده در
موضوع:جملات و اشعار زیبا(28)
دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 22:2 توسط ادریس|
|
|
شقايق گفت :با خنده، نه بيمارم، نه تبدارم ز آنچه زير لب می گفت، شنيدم سخت شيدا بود نمی دانم چه بيماری که افتاد چشم او ناگه دوايي نيست خودش هم تشنه بود اما!! نمی فهميد حالش را چنان می رفت و من در دست او بودم |
|
لینک ثابت نوشته شده در
موضوع:جملات و اشعار زیبا(28)
شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 5:7 توسط ادریس|
|
|
و خداوند گفت: دیگر پیامبری نخواهم فرستاد، از آن گونه که شما انتظار دارید اما جهان هرگز بی پیامبر نخواهد ماند و آنگاه پرنده ای را به رسالت مبعوث کرد. پرنده آوازی خواند که در هر نغمه اش خدا بود. عده ای به او گرویدند و ایمان آوردند. و خداوند گفت: اگر بدانید، حتی با آواز پرنده ای می توان رستگار شد. خداوند رسولی از آسمان فرستاد؛ باران نام او بود. آنگاه که باران باریدن گرفت آنان که اشک را می شناختند رسالت او را دریافتند، پس بی درنگ توبه کردند و روحشان را زیر بارش بی دریغ خدا شستند. و خداوند گفت: اگر بدانید با رسول باران نیز می توان به پاکی رسید. خداوند پیغام بر باد فرستاد تا روزی بیم دهد و روزی بشارت. روزی طوفان شد و روزی نسیم، و آنان که پیغام او را فهمیدند، روزی در خوف و روزی در رجا زیستند. و خدا گفت: آنکه خبر باد را می فهمد، قلبش در بیم و امید می لرزد و قلب مؤمن این چنین است. خدا گـُلی را از خاک برانگیخت تا معاد را معنا کند؛ و گل چنان از رستاخیز گفت که از آن پس هر مؤمنی که گلی را می دید، رستاخیز را به یاد می آورد. و خدا گفت: اگر بفهمید، تنها با گلی قیامت خواهد شد. خداوند یکی از هزار نامش را به دریا گفت. دریا بی درنگ قیام کرد و سپس چنان به سجده افتاد که هیچ یک از هزار موجش باقی نماند. و خداوند گفت: آنکه به پیامبر ما، آب، اقتدا کند به بهشت خواهد رفت. . . . و به یاد دارم که فرشته ای به من گفت: جهان آکنده از فرستاده، پیامبر و مرسل است، اما همیشه کافری هست تا باران را انکار کند، با گل بجنگد، پرنده را دروغگو بخواند، باد را مجنون و دریا را ساحر. |
|
لینک ثابت نوشته شده در
موضوع:جملات و اشعار زیبا(28)
یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 20:6 توسط ادریس|
|
|
ای مردم! آن کس که از برادرش، اطمینان و استقامت در دین و درستی راه و رسم را سراغ دارد، نباید به گفته مردم درباره او گوش دهد. آگاه باشید! گاهی تیرانداز تیر افکند و تیر ها به خطا می رود؛ سخن نیز چنین است، درباره کسی چیزی می گویند که واقعیت ندارد و گفتار باطل تباه شدنی است و خدا شنوا و آگاه است. بدانید که میان حق و باطل جز چهار انگشت فاصله نیست. (پرسیدند معنای آن چیست؟ امام(ع) انگشتان خود را میان چشم و گوش گذاشت و فرمود) باطل آنست که بگویی « شنیدم » و حق آنست که بگویی « دیدم ».
|
|
لینک ثابت نوشته شده در
موضوع:جملات و اشعار زیبا(28)
شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 7:52 توسط ادریس|
|
|
آن کس که بداند و بداند که بداند اسب شرف خویش ز گردون بجهــاند
آن کس که بداند و نداند که بداند بیدارش نمایید که بس خفتــــــه نمـاند آن کس که نداند و بداند که نداند لنگان خرک خویش به مقصد برساند آن کس که نداند و نداند که نداند در جهـــل مـرکب ابدالدّهـر بمــــــــاند |
|
لینک ثابت نوشته شده در
موضوع:جملات و اشعار زیبا(28)
یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 18:26 توسط ادریس|
|
|
سراپا اگر زرد و پژمرده ایم چو گلدان خالى لب پنجره اگر داغ دل بود، ما دیده ایم اگر دل دلیل است، آورده ایم اگر دشنه دشمنان، گردنیم گواهى بخواهید، اینک گواه دلى سر بلند و سرى سر به زیر مرحوم قیصر امین پور
منبع: وبلاگ دوست |
|
لینک ثابت نوشته شده در
موضوع:جملات و اشعار زیبا(28)
یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 6:26 توسط ادریس|
|
|
پیامبر اکرم (ص) می فرماید: چون قیامت بپا شود ، منادی فریاد برمی آورد: ستمکاران و یاران و کمک کنندگانشان پیش آیند ، همان ها که کوچک ترین کمکی (به ستمگران) کردند ، احیاناً دوات ستم پیشه ای را لیقه نمودند و کیسه ای برای آن ها بستند و یا مرکب برای قلمشان فراهم ساختند ، اینان با ستمگران ، همنشین و محشورند. مجله ی پاسدار اسلام – شماره ی 17 – ص 58 |
|
لینک ثابت نوشته شده در
موضوع:جملات و اشعار زیبا(28)
جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 9:19 توسط ادریس|
|
|
خداوندا نمي داني که انسان بودن و ماندن در اين دنيا چه دشوار است چه رنجی میکشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است.
دکتر علی شریعتی |
|
لینک ثابت نوشته شده در
موضوع:جملات و اشعار زیبا(28)
سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 5:28 توسط ادریس|
|
|
و اگر از جانب خویش، نعمتی به انسان بچشانیم، سپس آن را از او بگیریم، بسیار نومید و ناسپاس خواهد بود و اگر بعد از شدت و رنجی که به او رسیده، نعمت هایی به او بچشانیم، می گوید: " مشکلات از من برطرف شد، و دیگر باز نخواهد گشت! " و غرق شادی و غفلت و فخر فروشی می شود؛ مگر آنها که(در سایه ایمان راستین،) صبر و استقامت ورزیدند و کارهای شایسته انجام دادند؛ که برای آنها آمرزش و اجر بزرگی است. قرآن کریم – سوره هود – آیه های۹ ، ۱۰ و ۱۱ |
|
لینک ثابت نوشته شده در
موضوع:جملات و اشعار زیبا(28)
سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 5:24 توسط ادریس|
|
|
دنیا خوابی است که اگر آنرا باور کنی پشیمان می شوی.
امام علی(ع)/غررالحکم |
|
لینک ثابت نوشته شده در
موضوع:جملات و اشعار زیبا(28)
شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 18:37 توسط ادریس|
|
|
در آستانه سرگردانی، باز ایستادن و اندیشیدن، بهتر از این است که بگذاری حوادث هولناک تو را بر پشت خود بنشانند و هر جا ببرند. امام علی(ع)
همشهری جوان - شماره ۱۵۳ - صفحه ۳
|
|
لینک ثابت نوشته شده در
موضوع:جملات و اشعار زیبا(28)
جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 8:13 توسط ادریس|
|
|
پیامبر اکرم (ص) فرمود: « آنان که قبل از شما از ملت های گذشته به هلاکت رسیدند به جهت این بود که اگر شخص معروف و شریفی در میانشان دزدی می کرد ، رهایش می کردند و اگر بیچاره و ضعیفی دزدی می کرد ، کیفرش می کردند و حدّش را اجرا می کردند. والله اگر فاطمه (س) دختر محمّد (ص) دزدی کند دستش را قطع می کنم. » مجله پاسدار اسلام – شماره 15 – ص 33
|
|
لینک ثابت نوشته شده در
موضوع:جملات و اشعار زیبا(28)
شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 7:55 توسط ادریس|
|
|
شخصی خدمت مولاعلی (ع) عرض کرد چهار مسئله دارم فرمودند : بپرس اگرچه چهل مساله باشد. گفت : واجب چیست و واجب تر کدام است؟ نزدیک چیست و نزدیک تر کدام است؟ شگفت چیست و شگفت تر کدام است؟ مشکل چیست و مشکل تر کدام است؟ مولا علی (ع) فرمودند: واجب اطاعت خداست و واجب تر ترک گناه است ( چون با آلودگی به گناه عبادت مورد قبول نیست) نزدیک قیامت است و نزدیک تر مرگ عجیب دنیاست و عجیب تر علاقه به آن مشکل قبر است و مشکل تر بی توشه رفتن در قبر. کتاب نصایح صفحه 185 حدیث 108
منبع: وبلاگ مرید مولا |
|
لینک ثابت نوشته شده در
موضوع:جملات و اشعار زیبا(28)
سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 8:27 توسط ادریس|
|
|
دلا خو کن به تنهایی که از تن ها بلا خیزد سعادت آن کسی دارد که از تن ها بپرهیزد
|
|
لینک ثابت نوشته شده در
موضوع:جملات و اشعار زیبا(28)
جمعه دوم آذر 1386ساعت 22:10 توسط ادریس|
|
|
امام صادقعليه السلام: مَن عَيَّرَ مُؤمِناً بِذَنبٍ لَم يَمُتْ حَتّى يَرتَكِبَهُ
هر كس مؤمنى را بر انجام دادن گناهى سرزنش كند ، نمىميرد تا آن كه خود ، آن گناه را مرتكب شود. |
|
لینک ثابت نوشته شده در
موضوع:جملات و اشعار زیبا(28)
دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 22:30 توسط ادریس|
|
|
علی در چاه غم فریاد زد تنهایی خود را شنو پژواک آنرا از ورای شام تار امشب
|
|
لینک ثابت نوشته شده در
موضوع:جملات و اشعار زیبا(28)
سه شنبه دهم مهر 1386ساعت 20:37 توسط ادریس|
|
|
دیده بگشا ای به شهد مرگ نوشینت، رضا دیده بگشا بر عدم، ای مستی هستی فزا دیده بگشا ای پس از سوءالقضا، حسن القضا دیده بگشا از کرم، رنجور دردستان، علی بحر مروارید غم، گنجور مردستان علی دیده بگشا رنج انسان بین و سیل اشک و آه کبر پستان بین و جام جهل و فرجام گناه تیر و ترکش، خون و آتش، خشم سرکش، بیم چاه دیده بگشا بر ستم، در این فریبستان، علی شمع شب های دژم، ماه غریبستان، علی دیده بگشا نقش انسان ماند با جامی تهی سوخت لاله، مرد لیلی، خشک شد سرو سهی ز آگهی مان، جهل ماند و جهل ماند از آگهی دیده بگشا ای صنم، ای ساقی مستان، علی تیره شد از بیش و کم، آیینه هستان، علی شعر: علی معلم
|
|
لینک ثابت نوشته شده در
موضوع:جملات و اشعار زیبا(28)
سه شنبه دهم مهر 1386ساعت 20:35 توسط ادریس|
|
|
در نیک و بد نزد خدا ، یکسان بُدی در ابتلا
|
|
لینک ثابت نوشته شده در
موضوع:جملات و اشعار زیبا(28)
یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 20:37 توسط ادریس|
|
|
بنده آنی که در بند آنی
|
|
لینک ثابت نوشته شده در
موضوع:جملات و اشعار زیبا(28)
یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 12:37 توسط ادریس|
|
|
اندازه غول باشم اگر یا قد بادام کوچولو وقتی چراغ خاموش بشه هم قد همدیگه می شیم پولدار بشیم مثل یه شاه فقیر بشیم مثل گدا وقتی چراغ خاموش بشه ارزشمون یکی می شه سیاه و قرمز و بنفش نارنجی و زرد و سفید وقتی چراغ خاموش بشه همه یه رنگ دیده می شیم شاید بهتر باشه خدا برای درست کردن کارا چراغ ها رو خاموش کنه
|
|
لینک ثابت نوشته شده در
موضوع:جملات و اشعار زیبا(28)
شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 18:31 توسط ادریس|
|
|
" طه حسین " ، ادیب و نویسنده معروف مصری ، در کتاب " علی و بنوه " داستان مردی را نقل میکند که در جریان جنگ جمل دچار تردید میشود؛ با خود میگوید چطور ممکن است شخصیتهایی از طراز طلحه و زبیر بر خطا باشند؟! درد دل خود را با خود علی(ع) در میان میگذارد و از خود علی میپرسد که مگر ممکن است چنین شخصیتهای عظیم بیسابقهای بر خطا روند؟ علی به او میفرماید: " انک لملبوس علیک، ان الحق و الباطل لا یعرفان باقدار الرجال، اعرف الحق تعرف اهله، و اعرف الباطل تعرف اهله " یعنی: تو سخت در اشتباهی، تو کار واژگونه کردهای، تو به جای اینکه حق و باطل را مقیاس عظمت و حقارت شخصیتها قرار دهی، عظمتها و حقارتها را که قبلاً با پندار خود فرض کردهای، مقیاس حق و باطل قرار دادهای، تو میخواهی حق را با مقیاس افراد بشناسی! برعکس رفتار کن! اول خود حق را بشناس، آن وقت اهل حق را خواهی شناخت، خود باطل را بشناس، آن وقت اهل باطل را خواهی شناخت، آن وقت دیگر اهمیت نمیدهی که چه کسی طرفدار حق است و چه کسی طرفدار باطل، و از خطا بودن آن شخصیتها در شگفت و تردید نخواهی بود. منبع: سیری در نهج البلاغه – شهید مرتضی مطهری ---------------------------------------- به نظر من این صحبت امروز خیلی بیشتر خودشو نشون میده... |
|
لینک ثابت نوشته شده در
موضوع:جملات و اشعار زیبا(28)
جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت 7:3 توسط ادریس|
|