![]() |
![]() |
|
| Life is short ... Play nice |
|
آن حكومت ديني كه حسين(ع) ميخواست دوباره اقامه شود، حكومتي بود كه در آن علي (ع) مصقله بن هويره را كه از كاگزاران خويش بود، به جرم قوم و خويش بازي در حكومت، گوشمالي داد. حكومتي كه با علا بن زياد، يكي ديگر مسئولين كه خانه اي اشرافي براي خود ساخت، برخورد كرد. حكومتي كه وقتي منذر بن جارود، پارتي بازي كرد، حضرت او را كوبيد. حكومتي كه وقتي عبدالله بن زمعه، سهم اضافي از اموال عموم و بيت المال براي خود خواست، حضرت امير (ع) او را پيش چشم مردم، تحقير كرد. حكومتي كه وفتي عثمان بن حنيف، حاكم بصره، در ميهماني سرمايه دارها شركت كرد و فقط در ميهماني شركت كرد و بر سفره آنها نشست، او را به شدت توبيخ كرد. حكومتي كه وقتي ابن عباس، پسر عموي خود علي (ع)، در حاكميت، خطا كرد، او را در هم كوبيد و گفت: «به خدا سوگند، با شمشيري تو را خواهم زد كه هر كس را با اين شمشير زدم، به جهنم رفت.» حكومتي كه آهن گداخته به دست برادرش عقيل نزديك كرد، چون سهم اضافي از بيت المال مي خواست. حكومتي كه ابوالاسود دوئلي را كه از اصحاب درجه يك خود علي بن ابي طالب (ع) و آدم صالح و شريفي بود، از قضاوت عزل كرد؛ براي آنكه صدايش را در جلسه دادگاه بلند كرده بود. حكومتي كه حسين (ع) به خاطر آن شهيد شد، حكومتي بود كه اهل سازش و سستي نباشد. حضرت امير (ع)، نكته مهمي فرمودند كه بايد اين تعبير را مجريان همهي حكومتها ببينند. روايت بسيار مهمي است. فرمودند: «كساني مي توانند حكومت ديني واقعي تشكيل بدهند كه اهل مداهنه و سازشكاري و مصانعه و رياكاري نباشند؛ كساني كه با صاحبان قدرت و ثروت و با جناحهاي قوي و سرمايهدارها و با قدرتهاي داخلي و خارجي، معامله نكنند و نترسند؛ كساني كه محافظهكار نباشند». آري فقط اينان ميتوانند. حكومتي كه وقتي ابن حرمه ــ ناظر مالي بازار اهواز ــ دزدي كرد، رشوه گرفت و اختلاس كرد، حضرت امير (ع) او را به زندان انداخت و دستور داد او را به انفرادي بردند (يعني ملاقات ممنوع شد) و فرمود او را در نماز جمعه و جلوي چشم مردم، شلاق بزنيد نه اينكه مجازات مخفي كنيد؛ بلكه آبرويش را بريزيد. حكومتي كه امام حسين (ع) ميخواست احياء كند. حكومتي كه خودش و مردم قبلاً تجربه كرده بودند و در عاشورا به خاطر همان اصول كشته شد. آري، حكومتي كه وقتي شخص اول آن در كوفه، روز عيد قربان، دخترش امكلثوم را ديد كه گردنبند مرواريد بسته، با نگاه خود به او اعتراض كرد كه اين چيست كه بستهاي؟ امكلثوم گفت: اين را براي سه روز از بيت المال عاريه و امانت گرفتهام و با اجازهي مسئول بيت المال، بوده و ضمان مالياش هم بر عهدهي من است. يعني كار قانوني كردهام و عاريه است. ابن رافع، مسئول بيت المال هم آمد و از امكلثوم، دفاع و او را تاييد كرد و به حضرت گفت: «دخترت خلاف نكرده و من در جريان هستم و كار او قانوني بودهاست.» حضرت رو كرد به دخترش امكلثوم و گفت: «يا بنت علي ابي طالب، لا تذهبن بنفسك عن الحق.»؛ اي دختر علي، بحث نكن و بهانه نتراش تا حق را زير پا بگذاري. خواهش مي كنم به دقت توجه كنيد كه خيلي جمله عجيبي است. حضرت امير از دخترش ميپرسد: «اكل نساء المهاجرين تتزين بمثل هذا لعيد؟»؛ آيا همهي دختران و زنان شهر در روز عيد قربان ميتوانند چنين گردنبندي را كه تو بستهاي، ببندند؟» حتي اگر تو از راه قانوني خارج نشده باشي، آيا همهي دختران اين جامعه ميتوانند چنين گردنبندي ببندند؟ گفت: «نه.» فرمود: «تو دختر خليفهاي. پس تو هم حق نداري اين گردنبند را ببندي. شما وقتي حق داري چنين گردن بندي كه همهي دختران و زنان اين شهر چنين امكاناتي داشتهباشند؛ چون فرزند مسئولين حكومت اسلامي هستيد.» حكومت ديني كه حسين (ع) مي گويد، غير از حكومت دينياي است كه من و تو درباره آن حرف ميزنيم كه در آن، همه كار ميشود كرد و اسمش را فقط اسم ديني ميگذاريم و يك عنوان مذهبي روي هر چيزي ميتوان گذاشت. حكومتي كه امام حسين (ع) به دنبال آن بود، حكومتي بود كه در آن بشود حاكمان را نهي از منكر كرد. «اقولهم بمرالحق» يعني تندترين منتقدان دلسوز، نزديكترين رده به مسئولان باشند و كساني كه بتوانند بدون سازشكاري و محافظهكاري عليه فسادها انتقاد صادق و صريح بكنند. حكومتي كه در آن، افرادي كه كار بلد نيستند، شرعاً حرام و ممنوع باشد كه قبول مسئوليت بكنند. حضرت امير (ع) فرمود: «فهو خائن.»؛ يعني كساني كه كار را نميشناسند ولي مسئوليت قبول ميكنند، خائن هستند. حكومتي كه قوموخويشبازي و پارتيبازي و آقازادهبازي و اين حرفها در آن نيست. حكومتي كه فرمود: «انما الوالي بشر.» حاكمان، بشرند و مثل همهي بشرها در معرض خطرند و بايد مراقب خودشان باشند. حكومتي كه حسين (ع) به دنبال ساختن آن بود و شهيد شد، حكومتي بود كه سطح زندگي مسئولين درجه يك و دوي آن، وزيرش، وكيلش، رئيس جمهورش، رئيس قوهي قضاييه، رئيس دادگستري، رئيس مجلس و نمايندهي مجلس آن در حد متوسط مردم به پايين باشد. نبايد خانههاي آنها در منطقهي بالاي شهر باشد و در كنار اشراف زندگي بكنند. اين است حكومتي كه حسين بن علي (ع) براي تشكيل آن شهيد شد. حكومتي كه فرمود حاكمان آن نبايد اهل مسامحه و سازشكاري و رياكاري باشند. اگر كساني در حكومت اسلامي، باندبازي و حزب بازي و قوموخويشبازي بكنند، حضرت امير (ع) فرمود: «اينها محاربند و اعلام جنگ با خدا و رسولش داده اند.» حكومتي كه فرمود: «من عدل في سلطانه استغني عن اعوائه.»؛ يعني «اگر عدالت را اجرا بكنيد، ديگر احتياجي به تبليغات و مهندسي مصنوعي افكار عمومي و جلب توجه مردم نداريد؛ بلكه خود عدالت، با صداي بلند حرف ميزند. اجراي عدالت، خودش حرف ميزند. با عملتان حرف بزنيد». فرمود: «عدالت را اجرا كن.» «و احذر الحيف»؛ «از ستم بپرهيز.» «الحيف يدعوا الي السيف»؛ «ستم و بي عدالتي، زمينه شورش و درگيري و خشونتهاي اجتماعي را ايجاد ميكند.» در برابر اين ايده، امويها، عباسيها دنبال حكومتي به ظاهر ديني بودند كه كسب و حفظ قدرت به هر قيمت را تعقيب ميكرد و نزد آنان، نگاه غير ارزشي و غير ايدئولوژيك به حكومت و سياست، اصالت داشت و صرفاً دنبال مسابقه قدرت و دنياپرستي بودند.
منبع: بچه مسلمونا |
|
لینک ثابت نوشته شده در
موضوع:حرف های خودم
پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 11:51 توسط ادریس|
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام. به وبلاگم خوش آمدید. من دانشجوی رشته کامپیوتر( نرم افزار ) هستم. هدف اصلی این وبلاگ فراهــم کردن لحظاتی مفید و شادی بخش در دنیای رنگارنگیست که گاه رنگ هایش رنگ بیرنگی به خود می گیرند.
»»با تمام کسانی که وبلاگ مفیدی دارند(حتی با یک بازدید کننده در روز) حاضر به تبادل لینک هستم.«« اگر در دانلود کردن فایلی دچار مشکل شدید حتماً در بخش نظرات آن پست یادآوری کنید تا در اسرع وقت اصلاحات لازم انجام شود. مطمئناً نظرات سازنده شما موجب دلگرمی من خواهد بود. »» با عضویت در خبرنامه وبلاگ از طریق ایمیل از به روز شدن وبلاگ باخبر می شوید.«« استفاده از مطالب وبلاگ تنها با ذکر منبع بلامانع است. |
| پیوندهای روزانه |
|
موبایل(در دست ساخت) آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 |