تبليغاتX
کامپیوتر و سرگرمی - فرفره دانلود
عبادت کردن به زيادی روزه و نماز نیست، بلکه (حقیقت) عبادت، زیاد در کار خدا اندیشیدن است.

ای  نگاهـت  نـخی  از مخمـل  و ابریشم

چندی است که هر شب به تو می اندیشم !

 

به تو ، آری به تو ، یعنی به همان مَنظر دور

به همـان سبز صمیمی ، بـه همـان باغ بـلور

 

به همان سایه ، همان وَهم ، همان تصویری

که سراغش ز غزل های خودم می گیـری

 

به همان زل زدن از فاصله ی دور به هم

یعنـی آن شیـوه ی فهماندن منظور به هم

 

بـه تبـسم ، بـه تـکلم ، بـه دلارایی تـو

به خموشی ، به تماشا ، به شکیبایی تو

 

به نفس های تو در سایه ی سنگین سکوت

به سخن های تو با لهجه ی شیرین سکوت

 

شبَحی چند شب است آفت جانم شده است

اول اسـم کسـی ورد زبـانم شـده است !

 

در من انگار کسی در پی انکار من است

یک نفر مثل خودم تشنه ی دیدار من است

 

یک نفر ساده ، چنان ساده که از سادگی اش

می شـود یک شبه پـی بـُرد به دلـداگی اش

 

آه ... ای خواب ِ گران سنگ ِسبک بار شده

بـر سـر روح مـن افتـاده و آوار شـده

 

در مـن انگار کسی در پی انکار من است

یک نفر مثل خودم تشنه ی دیدار من است

 

یک نفر سبز ، چنان سبز که از سرسبزیش

می توان پل زد از احساس خدا تا دل خویش

 

رعشه ای چند شب است آفت جانم شده است

اول اسـم کسـی ورد زبـانم شـده است !

 

ای تو بی رنگ تر از آینه ، یک لحظه بایست

راستی این شبَح ِ هر شبه تصویر تو نیست ؟

 

اگـر این حادثه ی هر شبه تصویر تـو نیست

پس چرا رنگ تو و آینه این قدر یکی است ؟

 

حتـم دارم که تـویی آن شبـَح آیـنه پـوش

عاشقی جرم قشنگی است ، به انکار مکوش

 

آری ، آن سایه که شب آفت جانم شده بود

آن الفبـا کـه همه ورد زبـانم شـده بـود

 

اینک از پشت دل آینه پیدا شده است

و تماشاگه این خِیل تماشا شده است

 

آن الفـبای دبستـانی دل خـواه ، تـویی

عشق من ! آن شبح شاد شبانگاه ، تویی

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم بهمن 1387ساعت 7:3  توسط ادریس 

 
فرفره دانلود