|
عبادت کردن به زيادی روزه و نماز نیست، بلکه (حقیقت) عبادت، زیاد در کار خدا اندیشیدن است.
|
نوبت من شده بود
كه معلم پرسید
صرف كن رفتن را
و شروع كردم من
رفتم ، رفتی ، رفت . . .
و سكوتی سرسخت
همه جا را پر كرد
سردی ِ احساسش
فاصله را رو كرد
آری رفت و رفت
و من اكنون تنها
مانده ام در اینجا
شادی ام غارت شد
من شكستم در خود
سهم من غربت شد
من دچارش بودم
بغض یك عادت شد
خاطرات سبزش
روی قلبم حك شد
رفت و در شكوه شب
با خدا تنها شد
و حضورش در من
آسمانی تر شد
اشك من جاری شد
صرف ِ فعل ِ رفتن
بین غم ها گم شد
و معلم آرام
روی دفترم نوشت:
تلخ ترین فعل جهان است رفتن
سیدمحمد موسوی بهرام آبادی (سکوت)
